در سال 1319 شرحي بر كتاب مقدس نوشت كه محبوبترين آثارش شد؛ و در سال 1320 پرسش و
پاسخهاي فلسفي را تأليف كرد و در آن از مباحث گوناگون مابعدالطبيعه، اخلاق، روانشناسي و غيره در مخالفت با توماي انگليسي،1 هروه ندلك و پيروان اسكوت بحث كرد.
فلسفهٴ او. مهمترين مآخذ اُريول غيراز كتاب مقدس، ارسطو، اوگوستين و ابنرشد بودند. او مفهومگرا بود، كه ميكوشيد ميان پيروان اسكوت و پيروان توما آشتي دهد. اوهم مانند سن پورسني حاضر نشد ميان جوهر و وجود فرق بگذارد؛ بهعلاوه، اين عقيده را رد كرد كه روح صورت جسم است. عقايد او و همچنين دوران داراي اهميت تاريخي است، زيرا راه را براي استقرار نظام تازهٴ ويليام آكمي هموار ساخت. آكمي از جهتي با آثار اُريول آشنا بود، ولي تنها بهصورتي ناقص و پساز آن كه شرحش بر مقالهٴ اول كتاب
عبارات را بهانجام رسانده بود.
ميرون
فرانسوا دو ميرون2 متكلم فرانسيسي پرونسي (متوفا 1325).
او از اهالي ميرون (در آلپ عليا، پرونس) بود. احتمالاً در دينيه به سلك فرانسيسيان درآمد؛ در هر صورت تحصيلاتش را در پاريس انجام داد و در سال 1323 به سفارش روبر شاه سيسيل3 و پاپ يوحناي بيست و دوم ليسانس گرفت. در سال 1324 در آوينيون در برابر پاپ به وعظ پرداخت. در 26 ژوئيهٴ سالي نامعلوم (احتمالاً 1325) وفات يافت.
او معرف كار سوربن (در سال 1315 يا 1320) نبود، كه اين نوعي تمرين (يا زورآزمايي) دانشگاهي بهشمار ميرفت و براساس آن معلمي خود را آماده ميكرد تا در روزهاي جمعهٴ فصل تابستان مدت دوازده ساعت(!) به سوٴالاتي كه از او ميشود در مقابل همه جواب بدهد.
مهمترين تأليفش شرحي است بر كتاب عبارات كه تحريرهاي گوناگوني از آن در دست است.
او به مقالهٴ اول توجه زيادي كرد كه در بحث از خدا و تثليث است و مورد استفادهٴ نيكولاي كوزايي4 قرار گرفت. از ميان ساير آثارش كافي است اشارهاي شود به رساله درباب مبادي تركيبات؛ بحثي درباب
هويت و جوهر با پيير روژهٴ بنديكتي (كلمنس ششم بعدي، پاپ 1342 ـ 1352) و بهترين نمونهٴ مباحثات كلامي دانشگاه پاريس در آن عصر است (يكي از قطعات آن تاريخ سال